هق هق گریه یا سکسکه2
سلام پسر مهربون و خوش قلبم، دیشب مامانی، تو و بابایی رو خیلی اذیت کرد و هیچ کدومتون رو نذاشت بخوابین. تو این چند هفته اخیر، مامانی دو سه باری مثل ابر بهاری شده و نم نم که نه، شرشر گریه کرده (البته مامانی همه ش طبیعی و به خاطر تغییرات هورمونیه)، حالا مگه ابر چشمای مامان کوچیک میشد که بارونش بند بیاد... خلاصه مامانی دیشب یک عالمه گریه کردم و تو هم زدی زیر گریه، هق هق گریه هات درست از توی لگنم میومد، جاشو کاملا می تونستم احساس کنم، پائین لگنم بودی. حالا گریه من بند اومده بود و تو ول کن نبودی، هرچی نازت کردم و باهات حرف زدم، مگه تکونای شدید و سکسکه ت تموم میشد، الهی قربون دل نازکت بشم که تحمل اشکای مامانو نداری. قبلا یه بار هم شهریور ماه تو...
نویسنده :
آیهان فرمانروای ماه
15:49






