آیهانآیهان، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

آیهان فرمانروای ماه

دیشب خوابتو دیدم آیهان نازم!!

1390/6/11 7:30
561 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسر نازم،

بالاخره منم دیشب خوابتو دیدم. تو یه بیمارستان بودیم. قرار بود به دنیا بیایی.

من رفته بودم جایی شبیه سالن جلسات یا شاید نمازخونه. بعد یه مدتی گفتم سری به مامانت بزنم ببینم تو به دنیا اومدی یا نه؟ تو راهرو که داشتم میومدم سمت اتاقتون خاله رو دیدم. برای اینکه منو غافلگیر کنه بهم گفت: خبری نیست، هنوز به دنیا نیومده. اما من اومدم اتاق دیدم مامانی رو تخت دراز کشیده و مامان جون جمیله هم کنارش روی یه صندلی نشسته.

واییییی، یه نی نی کوچولو هم کنار مامانی توی یک پتوی سفید پیچیده شده بود. اون گل پسر ناز بابایی بود. یه نی نی سفید و خیلی ناز با چشمای درشت و تیره. تا بخوام بغلت کنم اون یکی خاله بغلت کرد. منم نشستم پیش مامانیو و نازو بوسش کردم. به مامانی نگیا ولی خیلی شبیه عکس بچگی خودم بودی، ولی سفیدتر و با چشم و ابروی تیره تر. شبیه این عکس بابایی...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

تیارا
30 شهریور 90 15:58
سلام ایهان جون یه چیز بگم.........؟کالسکه ای که باباجونت برات گرفته عین کالسکه ی منه.تازه...قالب وبلاگتم مثل قالب وبلاگ منه....عین نقاشی که تو وبلاگته خاله جونم برام قاب کرده گذاشته تو اتاقم ................ .
تیارا
30 شهریور 90 16:12
شرمنده آیهان جون فک کنم ویلاگن رو یادم رفت بزنم براتtiarajoojoo.niniweblog.com