ماجرای آیهان و توپش
یه توپ دارم قل قلیه آبی و ناز و خوشگله میرم بالاش غلت می زنم میرم پایین پا می زنم من این توپو نداشتم مامانو دوست می داشتم بابام توپو هدیه داد برای من جایزه داد ...
نویسنده :
آیهان فرمانروای ماه
11:57









