ناگفته ها
سلام فرمانروا کوچولوی من، کم کم باید فرمانرواییت توی آسمون ها رو از ماه به زمین گسترش بدی و وقتی این اتفاق بیفته من باید کتابت رو کنار بذارم و بشم دستیار و وزیر اعظم شما توی زمین و سرم حسابی شلوغ میشه. پس می نویسم آنچه را که گذشت و از قلم میرزابنویس بیفتاد: اول اندر گوشه ای از دنیا دنیا خوبی های پادشاه اعظم، پدر بزرگوارتان: - مامانی احساس میکنم یه رابطه عاطفی خیلی عمیق و یا حتی به نوعی تله پاتی بین شما و بابائی برقراره. هر وقت بابائی میرسه خونه، تو هم زود از خواب بیدار میشی و از خوشحالی بپر بپر میکنی.هر وقت بابائی دستشو میذاره رو شکم مامانی، تو همون فوری دستتو درست تو همون نقطه میذاری (یه ضربه ازون نقطه میزنی). وقتی بابائی مهربون بو...
نویسنده :
آیهان فرمانروای ماه
15:41



